بازخوانی 22 بهمن
این مطلب را با تاخیر نوشتم. مایل بودم که زمانی بگذرد تا زمینه نقد فراهم شود. هرچند خوانندگان این وبلاگ به دلیل فیلترینگ کمتر و کمتر شده اند اما من امیدوارم این فضا شکل بگیرد که بدانیم راهی پر فراز و نشیب در پیش داریم و به همین دلیل باید مثل کوهنورد ها بیاموزیم که چگونه انرژی ذخیره کنیم.
اول. 22 بهمن روز سبز ها بود و یا روز حکومت ؟
دوم. برای تعریف شکست یا پیروزی از چه ساختار ذهنی باید برخوردار باشیم؟
تردید ندارم که کم نبودند کسانی که می پنداشتند که جمهوری اسلامی به سرعت دچار فرو پاشی خواهد شد. به همین دلیل در جنبش خیابانی بر آمده از 22خرداد آرزوهای خود را رصد می کردند. این واقعیت را نمی توان کتمان کرد. در این که حکومت هایی نظیر جمهوری اسلامی در چه مقاطعی و در اثر چه حوادثی و در چه پروسه ای متلاشی خواهند شد؟ پرسش مهمی است که از ساختار ذهنی شهروندان تا موقعیت جغرافیایی را شامل می شود. بنابراین راهی به این دشواری بدون پرداخت هزینه طی نخواهد شد.
تفاوت زمانه ما با گذشته در این است که در جنبش خیابانی هزینه ها میان همه طبقات و شهروندان تقسیم می شود و در واقع بازی سیاسی از سطح کلان و پشت پرده به جامعه منتقل می شود. روشنفکر می نویسد و شهروند می خواند و این توزیع دانایی این امکان را فراهم می کند که نظاره گر بی تفاوت به معترض تبدیل شود. البته نظام حاکم هم با بی تدبیری این پروسه را سرعت می بخشد. جمهوری اسلامی در دهه 60 از همه امکانات زمانی،مکانی و پراکندگی نیروها سود برد تا سرکوب را سازماندهی کند با این کار دو هدف را پی گرفت. اول نابودی مخالفان در کوتاه مدت و دوم کاشت وحشت در میان منتقدان نسل های آینده. به همین دلیل هنوز بدنه جنبش سبز دچار عارضه ای به نام شهرگرایی است. در واقع مطالبات هنوز همه طبقات را به هم متصل نکرده و به همین دلیل هنوزچاره ای برای شکل گیری جنبش کارگری اندیشیده نشده است. اگر به وضعیت رسوب تبلیغات دینی و دین خویی طبقات فرودست را هم اضافه کنیم می توانیم دریابیم که وزن اجتماعی ما با وزن حکومت چه تفاوتی دارد. نمی گویم ما سنگین تریم یا آنان. هرچند که باید ما سنگین تر باشیم.
ما از جمهوری اسلامی یک تقویم به ارث برده ایم با روزها و مناسبت های بی شمار بی آن که آنها بخواهیم و نخواهیم در 8 ماه گذشته با تاکتیک هر مناسبت یک فریاد به میدان آمده ایم. آخرین وشاید مهمترین آن 22 بهمن بود که حکومت آن را مدیریت کرد و جنش سبز را از رسیدن به میدان آزادی بازداشت. در واقع ما محاصره شدیم. و در محاصره صدای ما شنیده نشد. این حادثه یک فرصت است تا ما تابوهای ذهنی خود را بشکنیم و برای این منظور باید کارنامه 8 ماه گذشته را ارزیابی کنیم. به همین دلیل شاید این تحلیل از ساختاری متفاوت برخوردار باشد چرا که من معتقدم باید بپذیریم حکومت می خواست ما را در خیابان رها شده و تنها و بی هدف تماشا کند و حاضر بود هر هزینه ای که لازم است پرداخت کند. سازماندهی چند هزار نیروی نظامی برای حکومتی که معتقد است در صورت لزوم حتی می تواند ارتش های پرقدرت جهان را در منطقه زمین گیر کند کار ساده ای است. اگر می پذیرفت که بدون توسل به خشونت همه به میدان آزادی برسند باید تعجب می کردیم. اما با چند لشگر پیاده و مسلح یک روز را از سر گذراندن بستن یک زخم با هزینه جراحی پلاستیک است. پس 22 بهمن از این منظر برای جنبش خیابانی یک گام به پیش است. مشروط بر آن که تاکتیک این استراتژی هم دچار تحول شود. در غیر این صورت پرهزینه تر از گذشته خواهد بود. جنبش سبز نمی تواند بدون توجه به امکانات سرکوبی که حکومت در اختیار دارد و بدون ارزیابی از همه امکانات خود راه خود را بیابد و آن راه بگشاید. عدم خشونت استراتژی پر هزینه ای است که باید با انتخاب تاکتیک مناسب هزینه حکومت را افزایش دهد. به همین دلیل اگر جنبش باید به تاکتیک تحریم خیابان در چنین مواردی متوسل شود. همه لشگر حکومت نمی تواند همه خیابان ها را در همه مواقع پر کند. اگر ما نباشیم لشگر نظامیان در خیابان رژه خواهد رفت.
من مایلم این بحث را ادامه بدهم.
1 مارس 10 @ 1:42 ب.ظ
آقای علایی به آنها بگو قیامت جلوی همه شان را می گیریم
خانم شهید باکری ازسردار علایی تشکر کرد اما معلوم بود که یه بغضی تو گلوی این مادر رنج کشیده گیر کرده .اونجوری که من می شناختمشون حتی موقعی که حمیدش رو قبل 30 سالگی از دست داده بود یا تو اون روزهایی که دست تنها بار سختیهای بزرگ کردن دو تا بچه رو به دوش می کشید هیچ وقت لب به شکایت نگشوده بود. ولی من نمی دونم این جماعت چه داغی به دلش گذاشتن که اینجوری شروع کرد با سردار علایی درددل کردن.باقی حرفهای نزده ی خانم باکری رو البته خانم شهید همت زد که« آقای علایی بهشون بگو که روز قیامت جلوی همشون رو می گیریم همشون رو»
1 مارس 10 @ 1:46 ب.ظ
خانواده شهدا وایثارگران عزت وحیثیت وآبرو می خواهند
نیازی به لوح ونشان شما آقای احمدی نژاد ندارند.
مردم عیزی ایران خودشان خوب می فهمند که حساب اکثریت خانواده شهدا وایثارگران از حساب عده ای نوکیسه جداست