شمارش یک حادثه

من مدتی است که کمتر نوشته ام به آن دلیل که معتقدم در این روزها تحلیل بیش از خبر اهمیت دارد. خوشبختانه به همت همه کسانی که در فضای مجازی فعالیت می کنند، خبر منتظر نمی ماند. اجازه نمی گیرد. چنان منتشر می شود که باید برای بیانش کلمه ای یافت. زنده و یا همزمان گویای این سرعت نیست. این نکته را به عنوان یک روزنامه نگار و خبر خوان حرفه ای می گویم.
تنها 5 روز دیگر 22 بهمن است. روزی که 31 سال برای بامدادش افق را تماشا کرده ایم. شاید تنها هم به خیابان رفته باشیم به آن امید که سرانجام این تنهایی پایان یابد و ما بی شمار باشیم دست در دست هم و آزادی خود را از کسانی که خیزش 57 را ربودند و به نفع خود مصادره کردند باز ستانیم. 22 بهمن روزی از آن جنس است. کم نبودند کسانی که در آرزویش بودند و امروز در میان ما نیستند. هر یک را به بهانه ای در خاک مدفون کرده اند. آنان نام هایی دارند که مهم نیست مهم این است که ما خود را در بازستانندگان حقوق آنان بدانیم. همین کافی است تا در خیابان احساس تنهایی نکنیم.
22 بهمن روزی است که ما و سرکوب کنندگان ما در خیابان به نتیجه خواهیم رسید که توان دوسوی معادله چیست؟ آنان ترسیده اند. زیرا هرگز تا این حد تنها و درمانده نبوده اند و ما شادیم زیرا تا امروز چنین بی شمار نبودیم. اگر در این روز چشم های نابینای حکومت را بینا کنیم، موفق خواهیم شد تا برای اینده جنبش یک سرمایه سیاسی بسازیم با قاطعیت مشروعیت متکی بر سرکوی و اسلحه و ترور را از آنان سلب کنیم. این دستاورد کمی نیست. به همین دلیل22 بهمن مهم است. پس از آن حکومت ناگزیر است در رفتار خود تجدید نظر کند. حتی ممکن به خشونت بیشتری هم متوسل شود. مهم نیست. مهم این است که برایشان ثابت می شود هم وزن نیستیم. 22 بهمن راه مصالحه را مسدود خواهد کرد. آنان که هنوز تردید دارند اتکا به نفس پیدا خواهند کرد. جهان ما را خواهد دید.
روز مهمی است. برای فردای ایران باید این این روز به جشن آزادی بدل کنیم.

محل نوشتن نظرات

,