محرم سبز

ماه محرم را ما شیعیان بی تردید در ایران بازآفرینی کرده ایم.این ماه از 500 سال پیش که صفویان تشیع را دین رسمی کشور اعلام کردند از یک حادثه دینی به یک حماسه ملی –مذهبی هم تبدیل شد.در واقع ما برای فرار از آن چه بر سر سایر ملل پس از پذیرش اسلام آمده بود ،به تشیع و امامت مراجعه کردیم.روایت بسیار است اما در آن چه نمی توان تردید داشت این است که افزون بر اعیاد مذهبی ،روحانیت به یک مصیبت نیاز داشت و به یک شهید.و محرم آنی بود که می خواست.
آنچه در محرم گذشته روایتی نیست که روحانیت آن را بازسازی کرده. همچنانکه در اصل و ماهیت جنایت نمی توان تردید روا داشت.روحانیت داستانی ساخته که در طول 1400 سال گذشته کسی جرات نکرده به آن نزدیک شود و دست به یک تحقیق بزند.در واقع فقیهان از امام حسین شهیدی ساخته اند برای بقای خود و از آن مهمتر سرکوب مخالفان خود.
در تاریخ معاصر ایران زمین این روز به نمادی برای مبارزه باظلم تبدیل شده است و شاید از این منظر به روحانیت می توان امتیاز هم داد.در حالی که همه ماجرا این نیست.اگر تا پیش از تاسیس حکومت جمهوری اسلامی روحانیت همواره موفق شده بود خود را در صف آزادیخواهی جا کند اکنون این فرصت را از دست داده است. از اهمیت محرم همان بس که در سال 59 وقتی هیات ها ا ز رونق افتاد و همه فکر می کردند که این حرفها متعلق به پیش از عدالت اسلامی است و اکنون در حضور یک امام چه نیازی به محرم و عزاداری است، آقای خمینی دریافت که قافیه را باخته.خودش دستور داد تا روضه بخوانند و در برابر دوربین های تلویزیونی گریه کرد و از فردا هم دولت دست به کار شد و به محرم رونق داد تا رونق روحانیت کساد نشود.روحانیتی که همه هستی خود را مدیون خانواده پیامبر می داند.خانواده ای که شاید از پیامبر بیشتر گرامی داشته می شود.این راز روحانیت بوده.رازی که اکنون بر سر زبانها افتاده.
همواره برای روحانیت مخالف به محرم وعده داده شده.اکنون این روحانیت است که پیغام می گیرد.محرم با ما در خیابان.بگو ان امام تشنه را که کشت ؟بگو چه کسانی سر از بدن جدا می کردند؟بگویید چه کسانی جنازه ها را ……
این همه را اگر روحانیت پاسخ اش را به تاریخ حواله داده و هر گاه خواسته مخالفانش را از میدان بدر کند از این روز وام گرفته و مردم را به هیجان آورده و به صحنه کشانده ،اکنون خودش در صحنه است.با میلیون ها مخالفی که 30 سال سرکوب شده و حقوق نادیده بسیاری دارند.این شاید دشوارترین لحظه برای کارگردان هایی باشد که همواره نقش ها را تقسیم کرده اند و اکنون در بیرون مانده اند تنها با یک نقش “قاتلانی در کربلای ایران”
باور کنید اگر از غصه بمیرند کم است.اکنون فقیهان حاضرند تا هر چه دارند بدهند اما از محرم به سلامت عبور کنند آنان می دانند که در تاسوعا و عاشورا در صف عزادران با چه کسانی و چه فریاد هایی روبرو خواهند شد.این بخشی از هویت ماست که باید از گروگان روحانیت بازستانیم.باید ان را به نماد ازادیخواهی بدون روحانیت تبدیل کنیم.محرم نگهبان نمی خواهد .نگهبانی که دستش به خون اغشته است.

محل نوشتن نظرات

,