….قربانیان کهریزک
این زندان لعنتی کهریزک که شاید روزی زیارتگاه ما شود تا بوی جوانان جان باخته را در ان بجوییم هنوز قربانی می گیرد.من هنوز از دیدن صحنه ضجه پدر داغدار امیر جوادی فر نمی توانم از چشمانم شرمنده نباشم که گریه می کنند و این کم است کاش خون می گریستم.من این روزها خیلی تنها هستم.دور از خانواده و دور از وطن و اگر کار نبود شاید زنده ماندن برایم دشوار می شد.امروز وقتی در یک روز ابری رفتم تا روزی دیگر را اغاز کنم.بهت زده شدم.یک پزشک جوان که در کهریزک خدمت می کرده خودکشی کرده.دکتر رامین پور ارزجانی .
هنوز کسی خبر ندارد کی ،کجا،چراو چگونه این حادثه رخ داده.من نمی دانم چند تن در این لحظات به یک زندگی می اندیشند که به خاموشی سپرده شد.
من امیدوارم اگر جامعه پزشکی کشور هنوز زنده است از شرافت حرفه ای خود دفاع کند.روزی با لباس سبز در مطب حاضر شوید.روزی به خانه این همکار جان باخته خود بروید.لطفا از این همه محافظه کاری دست بردارید.باور کنید کسی جرات ندارد همه شما را شما را زندانی کند و اگر چنین شود جنبش ازادیخواهی ایران از شما حمایت خواهد کرد.
لطفا پیش از ان که نوبت شما فرا رسد زمانه رادر یابید.
رامین پورارزجانی به مرگ تن داد اما شرف خود را از دست نداد.خدایا به خانوده اش صبر عطا کن.
15 نوامبر 09 @ 2:19 ب.ظ
سلام مسعود عزیز
امروز کانال تاریخ یا به قول ما ایرانیها هیستوری چنل داره حمله یازده سپتامبر رو نشون میده. آنجه که در سی ساله اخیر باثبات رسیده بیرحمی و شقاوت نیروهای مدعی اسلام بر علیه نوع بشریت میباشد. آقایان میفرمایند که گناه کشتن یک انسان بیگناه معادل است با گناه کشتن همه انسانهای روی زمین. آیا در حمله به برجهای دوقلو کسی در آن هواپیماها و یا برجها بیگناه نبود. بنظر من در دوران جدید ما شاهد ظهور فاشیسم در لباس اسلامی هستیم. به همان ترتیب هم میبینیم که آقایان علما همان اردوگاه آشویتس خودشان را دارند که اوین و کهریزک و زندان شهید رجایی نام میگیرد. به همان گونه دد منشانه آدم میسوزانند و تجاوز میکنند. کودک ١٢ ساله (کارون حاجیزاده) را درکنار پدرش دشنه آجین میکنند و بهاییان را دسته دسته به مسلخ میبرند.چهارصد انسان بیگناه را دریک سینمابه اتش میکشند. اینها همان فاشیسم و بربریت است که امروز خطری برای دنیای متمدن بشمار میرود.
در ایران هم من معتقدم که با راهپیمایی تنها نمیتوان این رژیم را وادار به احترام به حقوق مردم کرد. این رژیم به حدود دو سه میلیون نفر نیاز دارد که صنایع نفت را بچرخانندو دستگاه سرکوب را تشکیل دهند. همین. کشورهایی که به صورت نرم به رای مردم گردن نهادند محتاج به مالیات مردم بودند و از سرمایه ای به نام نفت بر خوردار نبودند. نه صدام، نه قذافی، و نه ایدی همین با مسالمت رفته اند که انها بروند. تازه اگر همکاری ارتش نبود چائوشسکو هم نمیرفت. شاه هم که رفت بنظر من (البته الآن نظرم اینه) بخاطر این رفت که مردم را به عنوان یک ملت دوست داشت. ولی برادران علما که میدانید به امت (گله های گوسفند) معتقدند و نه ملت.
بنظر من جنبش با حفظ مسالمت آمیز بودن تظاهرات ملیونی باید به سمت هدایت اعتصابات سراسری در عرصه اقتصادی برود. در کنار آن، هرجند با کشتن انسانها مخالفم ولی باید ارگانهای مسلح خودش رو ایجاد بکند و در مقابله با ارگانهای سرکوب رژیم به ضد حمله دست بزند. من عمیقا معتقدم که جنبش برای دفاع از شهروندان به این سمت هم خواهد رفت.
15 نوامبر 09 @ 2:21 ب.ظ
ببخشید منظورم ایدی امین بود.
15 نوامبر 09 @ 6:23 ب.ظ
سلام
من معتقدم که عصر انقلاب سپری شده.ماچاره ای جز تحمل و تحمیل فشار به سیستم نداریم.فراموش نکن که این حکومت ها به دلیل توان سرکوب و اتکا به اسلحه و مشتی مزدور همواره قدرت مردم را دستکم می گیرند و با یک اشتباه ناگزیر به سقوط هستند.مورد اول در 22 خرداد رخ داده ورژیم ناخواسته دست به کودتا زده .به نظر من تاپیش از 22 خردادسال اینده یک اشتباه دیگر را مرتکب خواهد شد و پس از ان باید امتیاز گرفت.البته ما در حال حاضر گروگان مذاکرات اتمی هستیم.ولی این مرحله طی خواهد شد.ما به مثابه یک ملت باید در کنار هم باشیم و تا ان روز اشتباهات پی در پی این جزایر تنهایی را به هم وصل خواهد کرد.عامل اقتصاد بسیار تعیین کننده است.هوز جنبش ازادیخواهی ایران مراحل جنینی خود را طی می کند.نباید ناامید شد و ناگزیر به حوادث شتاب داد.باید سیر طبیعی را مد نظر داشته باشیم.
15 نوامبر 09 @ 11:07 ب.ظ
اما کوچک زاده در حالي که حسين فدايي نماينده تهران به اصرار قصد خوراندن آب به وي داشت به سمت جايگاه لاريجاني رفت.(قسمت کمدی-اعتماد دوشنبه)
کسان ديگري به جاي ايشان (محصولی) محاکمه شدند، در حالي که ايشان در سوآپ نفتي از نخجوان درآمد بسياري به جيب زدند.(قسمت تراژدی-همان روزنامه)
امیدوارم که نظر شما درست باشه و تغییر به سوی دمکراسی بدون خشونت از جانب مردم امکان پذیر باشه (نگفتم از طرف حکومت برای اینکه مطمئن هستم که آنها تا بتوانند خشونت بکار خواهند برد). البته نمیخوام بحث رو در وبلاگ شما به یک بحث شخصی تبدیل کنم ولی منظور شما از این که حکومت ها با یک اشتباه ناگزیر به سقوط هستند در مورد خاص ایران ما برای من روشن نیست. ما با یک حکومت اشغالگر متشکل از لاتها و چاقوکشها روبرو هستیم. این حکومت نه حکومت نژاد پرست آفریقای جنوبی هست که به علت روابط نزدیک با دنیای غرب تحت فشار آنها از حکومت کردن دست بردارد و نه دولت استعمار گر انگلیس است که هند را بخاطر فشار افکار عمومی داخل انگلیس و افزایش هزینه های اشغالگری به حال خود بگذارد. ببینید در زیمبابوه حال و روز همان مردم سیاه پوست از دوران نظام آپارتاید هم اسفناک تر است. عملکرد این حکومت به دولتهای اشغالگر شباهت بیشتری دارد تا یک دیکتاتوری مثل حکومت مارکوس (مثال شاه را نیاوردم چرا که معتقدم آن رژیم خیلی هم دمکرات بود که آدمهای ترسو و بنده قدرتی چون مکارم شیرازی و عسکراولادی و محسن رضایی هم جزو مبارزان و تبعیدیان سیاسی اش بودند). من هیچ شکی ندارم که این نظام ما قبل مدنیت رفتنیست ولی نه فقط با تظاهرات خیابانی. مگر اینکه منظور شما از اشتباه پیوستن ناگهانی ارتش و سپاه به مردم باشد که بازهم با مقاومت مسلحانه قاتلان و شکنجه گرانی که نتوانستند مانند آقای محصولی برای خود پول کافی و محل اقامتی در خارج از کشور دست و پا کنند همراه خواهد بود. باز هم امیدوارم همانگونه که فرمودید حکومت آن اشتباهی را که من نمیدانم چیست مرتکب شده و مردم بر سرنوشت خویش حکومت کنند. همین.
15 نوامبر 09 @ 11:19 ب.ظ
سئوال دیگرم اینه که چرا میفرمایید رژیم ناخواسته دست به کودتا زد. به شهادت نامه های رفسنجانی و کروبی، آقای احمدی نژاد دوره قبل هم با تقلب (کودتا) انتخاب شده بود. این دفعه هم عین همان کار رو کردند. ولی عکس العمل مردم وبرادرانی که داشتند از کلیه سطوح حاکمیت رانده میشدند متفاوت بود. وگرنه همین برادران رانده شده که اکثریت را در مجلس ششم داشتند به تقلب حداد عادل و شورای نگهبان در انتخابات بر علیه علیرضا رجایی اغماض روا داشتند و نشان دادند که آماده هرگونه ابراز ارادتی به رهبر هستند. ولی رهبر بود که دست رد بر سینه شان زد.
16 نوامبر 09 @ 8:10 ب.ظ
سلام
برحسب تصادف من معتقدم که این بحث شخصی نیست.اصولا در دنیای مجازی بحث شخصی معنی ندارد.به همین من از پرسش های شما استقبال می کنم.در این که این حکومت ویژگیهای دارد که کم نظیر باشد شکی نیست.مثلا من روزی در همین وبلاگ مایل هستم که بحث برخورد با اراذل و اوباش را هم منظر جامعه شناسی و هم تاریخی که جمهوری اسلامی به ان عشق می ورزد باز کنم و امیدوارم که به محل تبادل نظر تبدیل شود.اما این حکومت به همین دلیل ترجیح داده که کنار باشد تا در روابط بین دولتها حل نشود ولی امکان پذیر نیست.روسها چنان کلاهی بر سرشان گذارده اند که باید تحمل کنند و دم نزنند.اما ان اشتباه که به فروپاشی منجر خواهد شد در واقع به دلیل عدم همراهی بدنه هم ممکن است رخ دهد و یا درگذشت ناگهانی رهبر .هر چه باشد این حکومت تحمل ان را نخواهد داشت. در دهه 60 اگر بهشتی ،رجایی و باهنر مردند و حادثه ای رخ نداد به دلیل وجود خمینی و عامل مهم جنگ بود.اما چرا کودتای ناخواسته .به این دلیل که قرار به حضور میلیونی مردم نبود.نامه هاشمی هم برای جلوگیری از تقلب و نوعی فرار به جلو بود.وقتی که امار از 40 میلیون گذشت کودتا قطعی شد.حتی به ستاد مرکزی موسوی در قیطریه که زیر نظر اقای امین زاده بود خبر دادند که شما بردید فقط به ما مهلت دهید تا این پیروزی را مدیریت کنیم.تصفیه وزارت اطلاعات هم به همین دلیل بود که در نامه انان ذکر شده بود که بازی را باخته اید.بنابراین اقای خامنه ای دست به کودتا زد.احمدی نژاد یک هنرپیشه است که نقش های سپاه نوشته را خوب بازی می کند.ولی در حال حاضر ما باید نگران پول نفت باشیم که سرنوشت ما را به گروگان گرفته است.پیشنهاد مذاکره و صلح در همین راستا صورت می گیرد و حضرات هم می دانند که هر مذاکره ای اول دارد اما اخر ندارد و اگر نشستی باید تا پایان بروی.کشورهای منطقه بیش از ما نگران هستند.و من معتقدم که عامل زمان ما را به مقصد خواهد برد و نه ناکجا اباد.اگر در سال 57 مبارزه طول کشیده بود خمینی نمی توانست همه را فریب بدهد و سرکوب کند.ماباید بدانیم که چه می خواهیم و چرا؟
من منتظر هستم.