سال خوب،سال بد
نوروزرسید. بی آن که اجازه بخواهد و بی آن که تردید داشته باشد. سالی نو آغاز شده. از همین ثانیه ها که 8 می رود و 9 می آید. سالهای آخر دهه پر شتاب 80 شمسی. سالی که با ظهور و سقوط ثبت خواهد شد. آنان که باور ندراند می توانند همچنان انکار کنند تا زمان حذف برسد و آنان که باور دارند، ناگزیرند هزینه رسیدن به آزادی را بپردازند. راهی که جان باخته کم ندارد و زندانی و زندان بسیار. همه پیغام داده اند به استقامت و یا به کنار رفتن از صحنه . اما این همه ماجرا نیست. راه دشوار آزادی که با دین 1400 سال و سنت سترون ناباوری به استبداد پیوند خورده،ریشه دار تر از آن است که برکندن اش ساده باشد. حتی اگر ساده انگار باشیم، ساده نیست جهانی را ساختن در اذهانی که می گویند تغییر ناممکن است. پس اول باید باور کنیم که ممکن است.
سال 88 خوب بود که خیابان را کشف کردیم. در حرکت و بودن در کنار هم. در آن جا بود که همدیگر را دیدیم و با خبر شدیم از احوال هم که به حبس رفته بود پشت همه دیوارها و تحمیل باور نخواستن. آنان که خیابان را فتح کرده و در آن سنگر ساخته بودند هم دیدند. نه از زندان کم گذاشتند و نه از کشتن هراسیدند.
اکنون بهار رسیده و نوروز فرصت ارزیابی این کارنامه است. شتاب نباید کرد. نباید راه آمده را دست کم گرفت. همواره ان که اسلحه دارد بیشتر می ترسد.
این سال خوب که خود را پیدا کردیم. و شاید تلخ بود که دوستان را از دست دادیم. باید صبور باشیم. مثل بهار و مثل بنفشه که برف را کنار می زند. ما باید این راه طی کنیم. فردای ایران باید در شان فرزندان ما ساخته شود.
سال 88 اگر سال آفرینش بود، سال 89 باید زمانی برای رسیدن به اولین هدف ها باشد.