من اعتراف میکنم تو اعتراف میکنی ما اعتراف میکنیم

سرداران گمنام سیاهی که در زندان ها می غرند و از روز هراس دارند که شناخته شوند.سالهاست که همه ملت ایران به مزدوری معرفی می کنند.خواری طلبان جز خواری ما نمی خواهند.اکنون که صدای ملت پایان شب را نوید میدهد.مزدوران از ما اعتراف می خواهند.سرداران سیاهی می خواهند ما روز را انکار کنیم.غافل از ان که ما از نسل روز هستیم.
ما باید اعتراف کنیم که جاسوس هستیم و مزدور تا انان ثابت کنند که ازادیخواه هستند وبرای صیانت از ازادی از پشت بام مساجد به ملت شلیک می کنند.ما مزدور هستیم که رای خود را می خواهیم و انان ازادیخواه هستند که زنان و کودکان بی پناه را در تاریکی شب از خانه ها می ربایند.انان که از ترس لباس رسمی خود را ازتن کنده اند فراموش کرده اند نسلی را که وصیت می کرد که با لباس بسیجی و سپاهی به خاک سپرده شود.انان نبودند و اگر بوده اند از باز ماندگان حادثه نیستند.ترکش طلا یی هم به تن ندارند.اینان از ترس بی هویتی برای خود هویت می سازند.فریاد می زنند “ما می کشیم ما شاه نیستیم که میدان را خالی کنیم.ما میکشیم.”
اعتراف را دوست دارند.چون حقیر هستند از بزرگی و هوش نفرت دارند.از انسانیت نفرت دارند.ما باید ثابت کنیم که شکسته ایم و به شکست خود اعتراف کنیم.تا انان که هویت ندارند احساس پیروزی کنند.
ما باید اعتراف کنیم.ما انسان هستیم از گوشت و پوست و احساس.
انان مثل ما نیستند.انان سردار هستند.از سرداران دستور می گیرند و از ولی فقیه.که هر شب اسوده می خوابند که یک جاسوس را وادار به اعتراف کرده اند.وادار کرده اند که ببرد.
اگر انسانیت این است که شمایان دارید ما اعتراف می کنیم که جاسوس هستیم تا مثل شما نباشیم.
ما مثل شما لباس نمی پوشیم.ما از فرزندان خود خجالت نمی کشیم که بگوییم صاحب چه شغلی هستیم.در تاریکی لباس عوض نمی کنیم.یک هویت بیشتر نداریم “ما انسان هستیم”.اگر هویت دارید و نمیترسید به سردار ضرغامی بگویید شما را به مردم معرفی کند.بگویید چرا و چگونه کشف شده اید.
این سطرها را تقدیم میکنم به بردباری همکاران دربندم که باید ازادی را اعتراف کنند.
ما تاریخ می سازیم و از شب پرستان هراسی نداریم.

گربه روی شیروانی داغ “1″

هاشمی رفسنجانی مرد حادثه است نه به اعتبار حرف من بلکه به اعتبار گذار تاریخی جمهوری اسلامی.پس از ترور بهشتی در سال 60هاشمی ناخواسته به مرد پر قدرت تبدیل شد.پیش از او توپ ها را بهشتی تقسیم می کرد.بهشتی بود که از طرف اقای خمینی مسئول مذاکره با امریکاییان شد.پیش از او یزدی سرگرم مذاکره بود.اما با ظهور روحانیت در صحنه این نقش به اقای بهشتی واگذار شد.او قول داد که مشکل تنها شاه است و اگر او نباشد ما –روحانیت- با شما مشکلی نداریم.این اسناد را بعد ها دانشجویان از سفارت ربودند و به شخص اقای خمینی تحویل دادند.
اما این همه ماجرا نیست.
کودتا با توافق انجام شد.باید ارتش واگذار می شد و سرکوب.
دکتر یزدی می گوید در پاسخ اعتراض ما به اعدام افسران ارتش اقای خمینی گفت ما به یک “شمر” نیاز داریم و این خلخالی است.ارتش منهدم شد.زیرا هراس کارتر از به قدرت رسیدن چپ ها بود با سلاح های مدرن امریکایی.در این میانه بهشتی بود که نقش ها را تقسیم می کرد.به همین دلیل مجنونی به نام مسعود رجوی تصور می کرد که می تواند بازی را اداره کند.او سهم می خواست.بهشتی سهم او را داد.” اگر قصد خدمت داری شهردار تهران شو” و از این لحظه رجوی اماده شد که دست به اسلحه شود و سرانجام شد.بهشتی اما هاشمی را به مجلس فرستاد تا خیالش از اینده اسوده باشد.
هاشمی از این لحظه نقش پذیرفت.
ادامه خواهم داد.
این بخش اول بود.

تهران شهر بی دفاع

این تیتر را برای شهری برگزیده ام که مثل شیر می غرد وخم نمی شود و کم هم نمی شود.می گویند تهران را ساکت می کنیم ولی شهر بغض دارد و ان را به سوی پاسداران ولایت فریاد خواهدابه روی انان که از پشت بام مساجد حتی کودکان را هم می کشند.
در روزی که نماد قوه قضاییه است مردم را می کشند و احزاب را غیر قانونی اعلام می کنند.این خبر گام دیگری از کامل شدن حلقه محاصره کودتاگران است.با این اقدام بازداشت شدگان به اتهام عضویت در گروههای غیر قانونی محاکمه و اعدام خواهند شد.جمهوری فقیهان در این گونه اقدامات کم نظیر است.
اکنون ولی فقیه میداند که راهی برای اشتی وجود ندارد.بنابراین همه پل ها را خراب می کند تا حتی اگر بخواهد هم راهی برای بازگشت نداشته باشد.او بی صبرانه منتظر است تا مردم دست به خشونت بزنند.اما او بازنده است .مردم ایران با نافرمانی خود او را از عصبانیت به مرز خود زنی خواهند رساند.این اخرین ولی فقیه جهان در روزهای اینده رسما در برابر دوربین های تلویزیونی فرمان اتش صادر خواهد کرد.
او از ترس دست اخر را با حیات خویش گره زده است.
اما در این روزها ودر این لحظات دشوار عمر روحانیت با سکوت در برابر کشتار به سر می رسد.این سکوت مرگبار را مردم می بینند و قضاوت می کنند.نهاد روحانیت تا انحلال فاصله ای ندارد.

محمدعلیشاه به بهارستان بازگشت

پاسداران ولایت فقیه امروز رکورد تاریخی محمد علیشاه قاجار پس از مشروطیت را شکستند.با این تفاوت که مجلس و مجلسیان را به توپ نبستند بلکه اتش بر روی مردم گشودند.
مجلسیان اما نبودند زیرا به دستبوسی رهبر رفته بودند تا به او اطمینان دهند در کودتا کنار او ایستاده اند.مجلس را تماشا کنید که از فقیه می خواهد در کار سرکوب ملت هراس به دل راه ندهد. از مجلس اسلامی جز این نباید انتظار داشت.
بهارستان دیروز در خون تپید زیرا پاسداران ولایت به کمتر از مرگ ما رضایت نخواهند داد.ولی ملت ایستاده اند حتی اگر روسها هم توپ به خانه ما بیاورند.
جنبش مدنی ایران لرزه بر اندام فقیهان انداخته است.سکوت و ارامش حتی به بهای مرگ با چشمان باز فقیهان و پاسداران ولایت را زمین گیر کرده است.تا این حد صبوری و پایمردی را تصور نمی کردند.
سپاه پاسداران در خیابان باید تصمیم بگیرد .اگر در کنار فقیهان است و به فرماندهی مجتبی خامنه ای تن داده است فردا در تاریخ نام خود را در کنار سربازان روسی استبداد محمد علیشاهی ثبت خواهد کرد.جنبش مدنی تنها اجرای قانون را طلب میکند وپاسخ این در خواست گلوله نیست.
تاریخ را تا دیر نشده بخوانید تا بدانید به روز حادثه ایران میلیونها “ندا “دارد.
با تن دادن به کودتا خود را مضحکه تاریخ نسازید.
ما در خیابان زنده هستیم و دست از این زندگی با شکوه نخواهیم شست.
باور ندارید بمانید و ما را تماشا کنید.

درس عبرت و کودتای تیر ماه

جمهوری فقیهان 30 سال است که به ما درس عبرت میدهد ولی ما عبرت نمی گیریم.دادگاه ویژه می سازند .دار بر پا می کنند. ایران را گورستان خاوران میکند.ولی از عبرت خبری نیست.پاسداران ولایت تهران و بسیاری دیگر از شهرهای ایران را غرق خون کرده اند تا ما عبرت بگیریم.
ما چرا پس 30 سال سرکوب هنوز امیدواریم؟
ما قطره قطره گرد امده ایم.ما بار دیگر احساس هویت می کنیم.ما در خیابان به هم رسیده ایم.ما 30 سال تنهایی را پشت سر گذاشته ایم.هراس فقیهان از همین لحظه بود که سرانجام رسید.ما حتی اگر بخواهیم نمی توانیم به خانه بازگردیم.
تنها در خانه بودن اغاز سرکوب است.
پاسداران ولایت خامنه ای تمام عزت خود را به مجتبی خامنه ای فروخته اند تا شیدایی کند و پسرکی 30 ساله سرنوشت یک ملت 2500 را می خواهد رقم زند.او باید از سرنوشت احمد خمینی درس عبرت میگرفت که سعید امامی به دستور خامنه ای تنها با چند داروی تقلبی به جوار پدرش فرستاد.روحانیان در انتقام کشی اول فرزندان پسر را قربانی می کنند .
فرزند کشان اسلامی اکنون فرزندان ملت را می کشند.این سناریو تا مرحله دیگر رسیدن تنها 5 روز فرصت می خواهد.
شورای نگهبان –بخوانید شورای تقلب- از ولی فقیه 5 روز فرصت خواسته است تا برخی دیگر از صندوق ها را بازشماری کند.در این فرصت همه امکانات بازنگری خواهند شد.موسوی و کروبی به مذاکره دعوت خواهند شد و پاسداران ولایت هم در این 5 روز لیست های سیاه را تهیه خواهند کرد و خودی ها را گرد خواهند اورد برای نبرد نهایی در خیابان .
ما تنها 5 روز فرصت داریم تا اماده شویم.مقابله با کودتا که سرنوشت سپاه و خامنه ای را هم روشن خواهد کرد به سازماندهی نیاز دارد.جنبش مدنی ایران نباید تنها بماند و یا احساس تنهایی کند.
ازادیخواهان جهان با ما هستند.ما تنها نخواهیم بود به روز حادثه. حادثه ای که نزدیک است.
ما خس و خاشاک نیستیم که جارو شویم.مقاومت ما به بازی گردان های بیت خامنه ای درس عبرت خواهد داد. مدنیت ما جهان را به حیرت انداخته است.روز حیرت و زمان درس عبرت فقیهان هم فرا خواهد رسید.

کودتا ی سپاه در تیر ماه

نظام جمهوری اسلامی در سو استفاده از احساسات مذهبی و حتی ملی کم نظیر عمل کرده است.مشابه سازی وقایع تاریخی از هنرهای این مردانی است که امروز فرزندان نامشروعشان در پاسخ به خواست مشروع مردم دست به اسلحه میبرند ویا مثل حرامیان مردم در را تاریکی شب از خانه می ربایند.
سیاه جامگان پس از ان که از مهار اعتراض مردم درماندند دامنه سرکوب را گسترش دادند.سپاه پاسداران خامنه ای با صدور بیانیه ای تهدید کرده است که وضعیت کنونی را تحمل نخواهد کرد و اماده است که نقش تاریخی خود را ایفا کند .
این یعنی کودتا از نوع اسلامی
سرداران گمنام و بی هویت که در کمال بی لیاقتی جنگ را به عراق باختند و کشور را ویران کردند. اکنون تفنگ های زنگ زده خود را به سوی مردم نشانه رفته اند.حمالان پوچی برای اعاده حیثیت نداشته و از دست رفته مردم را تهدید می کنند و از سرداران ملی پلاک قرض می کنند تا برای خود هویت بنویسند.سرداران گمنام از ترس مردم در اتاق های در بسته طرح کودتا را اماده کرده اند.
جنبش مدنی ایران که در درایت و بردباری در تاریخ معاصر جهان کم نظیر خواهد شد تنها یک هفته فرصت دارد.کودتای سپاه در صورت مقاومت مدنی پیش و یا پس از هشتم تیر رخ خواهد داد تا جنبش مدنی به نام استکبار و یا منافقین سرکوب شود.هشتم تیر از این رو می تواند یک روز مهم و تعیین کننده باشد که یک حادثه به نفع خامنه ای باز سازی میشود.اگر اعتصاب سلسله اعصاب حکومت را مختل نکند جنبش مدنی در تنهایی سرکوب خواهد شد.
انان که در حادثه تیر ماه 60در انفجار حزب جمهری اسلامی کشته شدند پیاده نظام یک جدال جدی در قدرت بودند و بر حسب تصادف 72 تن هم نبودند.ولی روحانیت برای موج سواری از امار کم کرد تا یک کربلا برای بهشتی و حزب جمهوری اسلامی بسازد.پیامد این کربلا در خیابا ن ها و زندان های ایران صف های طویل اعدامیان بود. سپاه اکنون اماده است تا دوباره این نقش را ایفا کند.ما راهی جز مقاومت نداریم.جهان مرگ جنبش مدنی ایران را به دست اوباش جمهوری اسلا می تحمل نخواهد کرد.
ما باید باور کنیم که تنها نیستیم.همه ازادیخواهان جهان با ما هستند.
کودتای سپاه خامنه ای را افشا کنید.
فردا دیر است.

پاسخ سکوت

پاسداران ولی فقیه امروز در تهران دست به کشتار زدند.پاسداران ولایت در لباس سیاه از مساجد به مردم شلیک میکنند .جمهوری اسلامی تنها حکومت جهان است که از مساجد به مثابه پادگان استفاده می کند.خامنه ای فرماندهی اوباش سیاه جامه را به فرزندش مجتبی سپرده است.
سرخ جامگان امروز در تهران حماسه افریدند.هنوز جنبش خیابانی درایران ارامش خود را حفظ کرده است وحتی مرگ همراهان خویش را تحمل می کند.اما پاسداران ولایت به کمتر از مرگ ما رضایت نخواهند داد.امروز جنبش مدنی ایران نیازمند حمایت است.”اعتصاب” می تواند کمر سیستم را خم کند .لحظه دشوار تصمیم گیری نباید با درنگ همراه شود.
جهان به تماشا ایستاده است.هر قدمی که با هوشمندی طی شود ما چندین گام از انان که اسلحه به دست دارند سبقت خواهیم گرفت.
باور کنید خامنه ای ترسیده. او در همه عمر ترسیده است.او یک گام بیشتر تا سقوط ندارد.و ما باید او را مشایعت کنیم در سکوت و در فریاد .او از دیدن خیابان هراس دارد.او را در خیابان به مبارزه خوانده ایم.او هرگز تصور نمی کرد چنین روزی را که پایانش در خیابان رقم زده شود. اکنون ماییم که تاریخ را می سازیم. همه ترس خامنه ای از این است که روزی ناچار شود سکوت کند.او شیفته الفاظ خویش است. اجازه ندهید او دوباره سخن بگوید.از کلام او مرگ میبارد بر سرزمین ما.
او را با فریاد خود برای همیشه ساکت کنید.
فریاد کنید “ما خس و خاشاک نیستیم.”"خس و خاشاک تویی کمتر از ….تویی”

هشدار به نفع کشتار

اقا ی خامنه ای شاید از نظر خودش هنوز ایستاده است اما افتاده است.در واقع او دیگر نیست زیرا اثبات بودنش از این پس تنها با کشتار میسر خواهد شد.او دیروز تنها یک هفته به همه فرصت داد در حالی حضرتش همین فرصت را هم ندارد.
کسی که خود را رهبر می نامد دیروز وقتی که از تقلب به صورت اشکار دفاع کرد مهری در دست داشت که هر لحظه بر خود می کوبید”تمام”.
دیروز او از دوستانش درجناح روحانیت هم خداحافظی کرد.از هاشمی رفسنجانی و از ناطق نوری که روزگاری او را رهبر مطلق می نامید که اگر دستور دهد باید مسلمانان خود را در اتش اندازند.واضعان نظریه “ولایت تنوری” دیروز در تنور رهبری سوختند.هیچ امیدی نباید داشت به هیچ روحانی .صنف روحانیت با کودتای 22 خرداد به نفع سپاه پاسداران خامنه ای منحل شد.
و این رخداد مبارکی اسث که از این پس سرنوشت تاریخ معاصر ایران را رقم خواهد زد.
نطفه جنبش مدنی ایران در خیابان بسته شد.
خیابان به مثابه زادگاه این جنبش نباید به دست خشونت طلبان مصادره شود.تا لحظه ای که پاسداران خامنه ای از خیابان به عنوان محل تعیین سرنوشت رهبر یاد میکنند و برای بقا دست به خشونت میزنند فرزندان ازادی باید راه انان مسدود کنند .سپاه و بسیج خامنه ای باید در خیابان از عصبانیت بمیرند.
تا امروز موسوی و کروبی مقاومت کرده اند اما اگر لحظه ای عقب نشینی کنند مردم با خشونت طلبان مدارا نخواهند کرد.لحظات به دشواری سپری میشود اما زمان در اختیار قاتحان خیابان است.تردید نکنید که این اخرین ولی فقیه ایران و جهان اگر نترسیده بود بیش از این و پیش فرمان قتل عام را صادر کرده بود.واژگان او پر از ترس و نفرت بود در حالی خیابان فریاد خود را هنوز سر نداده است.ما هنوز دست به بازخوانی تاریخ نزده ایم تا با رمز گشایی از جعبه سیاه جمهوری اسلامی بهمن رسوایی فرو غلتد.

مصاحبه با صدای آمریکا قسمت اول و دوم

مصاحبه با صدای آمریکا قسمت اول

مصاحبه با صدای آمریکا قسمت دوم

جمعه روز کودتا است

در همین لحظات تاریخ در حال تکرار است.دوشنبه ما شدیم.فردا باید ما باشیم.4شنبه در سئول برنده یا بازنده باید در خیابان باشیم.5 شنبه نباید در خانه باشیم.و روز جمعه رهبر ما را تهدید خواهد کرد.رهبر عادت دارد به تهدید اگر تا ان روز ما تنها باشیم رهبر به ما تجاوز خواهد کرد.او می ترسد ولی اگر او را از ترس نترسانند او تصور خواهد کرد خیلی مهم است.او تنها در حضور دیگران است که نمی ترسد.و تصور می کند که مهم است
رهبرتا جمعه باید صبر کند و پس از ان کودتا را باید دید.اقا تا روز جمعه منتظر است.و ما هم باد تا ان روز باید تکلیف خود را روشن کنیم.

,